مدح و شهادت حضرت قاسم علیهالسلام
شاعر : وحید دكامین
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
قالب شعر : مربع ترکیب
وقت آن گشت كه چون لاله به گلزار آید این غـزال از حـرمِ عـشق پـدیـدار آید
بی زره رفت به میدان كه سبكـبار آید چون علیاكبر از این راه به دیدار آید
نوجوان است ولی مثل پدر، صفشكن است
تیرها پر بگشائید كه او هم حسن است
سروِ طوبای حرم راهی میدان بلاست پشتِ او دست همه رو به خدا، سوی دعاست
در دلِ معركه از آمدنش شور به پاست قـمر نـجـمه، مَه چـهـارده آل عـبـاست
از صدف، گـوهرِ زیبـنده عیان میآمد
وارثِ شـیـر جـمـل، نعـرهزنان میآمد
لشگر كوفه از این رزم هراسان شده بود از رجزخوانی او سختْ پریشان شده بود
كفر، هم مات از این جنگِ نمایان شده بود سرِ دشمن به زمین نقش بیابان شده بود
تیغِ او در وسطِ معركه غـوغا میكرد
قَدّ هركس كه قد افراشته را تا میكرد
ساقه از سنگ شكست آخر و پرپر افتاد از روی اسب زمین خورده و با سر افتاد
بی هوا نیزه به او خورد كه آخر افتاد به عـمـو گـفـت بـیا، تا كه دلاور افـتاد
زخمِ سرنیزه بر این جسم چنان كاری بود
خانه خانه عسل از موم ِتنش جاری بود
|